

- 15
- Episodes
- 2021
- First episode
About سازمان فرهنگی، هنری، ورزشی شهرداری قم
سازمان با موضوع انجام امور فرهنگی و ورزشی و در چارچوب فعالیت و مأموریت های قانون شهرداری در زمینه مدیریت و اداره امور فرهنگی، تفریحی، ورزشی در قالب وظایف قانونی شهرداری قم فعالیت می نماید و طبق مقررات و اساسنامه این سازمان اداره می شود.
- Publisher
- Qom Municipality CAS
- Category
- society & culture
- Language
- fa
- Explicit
- No
- First episode
- 2 Jan 2021
- Latest episode
- 2 Jan 2021
Latest episodes
15 episodes in the feed.

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - امیر حسین آکار
شعر و اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: گذر گرگ به آبادی شیران افتاد باز هم قرعه به جمهوری سلمان افتاد ذوالفقار از جگر یار خبر آورده پیک از خانه ی عمار خبر آورده کاسه ی غیرت این شیر یلان لبریز است مرز ایران چقدر مالک اشتر خیز است گوش کن خطه سلمان به زبان آمده است صحبت از وعده ی صادق به میان آمده است مشت اول به سرت محکم و طوفانی بود ساعت حمله مان دست سلیمانی بود صحنه ی عین الاسد نقطه بسم الله ست سیلی اصلی فرمانده مان در راه ست برسر مردم ما سایه ی سلطان باشد رمز پیروزی مان ذکر رضا جان باشد راستی شیوه ی تهدید تو طنازی بود حمله ات از نظر ما که فقط بازی بود فکر کردی علمش روی زمین افتاده تازه تکثیر شده محسن فخری زاده شیر را کشتی و بالای سرش میخندی منتظر باش خودت گور خودت را کندی عقل اندازه ی یک جو به سرت لابد نیست دیده اید اینکه رجز خوانی مان بیخود نیست پاسخ شیعه به این فیل دو سر سجیل ست داعش اصلی این طایفه اسراییل است ذوالفقار از دل این معرکه سر میخواهد جنگ با حیدر کرار جگر میخواهد گفت فرمانده که آینده تان تاریک ست پیش بینی شده نابودی تان نزدیک ست پای این قافله تا روز قیامت لنگ ست صاحب اصلی دنیا که نباشد جنگ ست بر سر مردم ما سایه ی سلطان باشد رمز پیروزی مان ذکر رضا جان باشد

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - محمد بیابانی
شعر: محمد بیابانی اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: نقشی که خلق، از تو به تصویر میکشند آتش به قصه های اساطیر میکشند تو کیستی که عالمی از ترس انتقام در شهرشان از این خطر آژیر میکشند این زوزه های مست، صدای شغالها ست داد از به خاک خفتن یک شیر میکشند گویا میان علقمه باز ابن سعد ها عباس را زمین زده تکبیر میکشند میخواستند از تو نماند نشان ولی خود را به دست خود سوی تکفیر میکشند این روزها به خون تو لبخند میزنند این دوستان که نالۀ تزویر میکشند هرچند هرچه مردم این خاک میکشند از این امید از این همه تدبیر میکشند روزی مدافعان حرم تحت امر تو پای رکاب مهدی شمشیر میکشند

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - علی ذوالقدر
شعر: علی ذوالقدر اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: خواب بودیم که سرمایه ما را بردند عرشیان گوهر ما را به تماشا بردند او که از هر نظری مایه آرامش بود او که منظومه ای از عاطفه و دانش بود کوله باری ز محبت همه جا همراهش مردم کشور ایران همه خاطرخواهش پیکر داعشیان را قدمش می لرزاند روی دستش همه منطقه را می چرخاند یادمان داد پی حذف ستمگر باشیم با همه مردم مظلوم برادر باشیم چه در ایران و چه لبنان همه در یک راهیم چه عراق و چه یمن امت حزب اللهیم سائل سفره نان و رطب زینب بود حتم داریم که او منتخب زینب بود مقتدر بود ولی گوش به فرمان ولی سخنش بود دقیقاً سخن سید علی شانه در شانه فرمانده قدم بر می داشت دست در دست علمدار علم بر می داشت ماه شب های پر از امنیت ایران بود نور او در همه جا بود و خودش پنهان بود ماه ما پرتویی از نور مه علقمه بود اصلا انگار که مأمور مه علقمه بود ماه ما بود همان خسرو شیرین دهنان » که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان « خبر آمد که شب جمعه شهیدش کردند ماه را کشته ی فرمان یزیدش کردند تن او را چه بگویم، گل پرپر شده بود آه، سردار شبیه علی اکبر شده بود شرح این داغ عیان را به بیان لازم نیست روضه باز است دگر مرثیه خوان لازم نیست چه بگویم خودتان دست قلم را دیدید بدن خونی سردار حرم را دیدید داغ سخت است بزرگ است ولی بی تردید دختر فاطمه بالاتر از این ها را دید آه از آن لحظه که از اسب برادر افتاد آه زینب وسط آن همه لشکر افتاد گفت دست از سر این مرد خدا بردارید ای شیاطین روی آیات قدم مگذارید به خدا سبط رسول است مسلمان است او به لبش آب رسانید که عطشان است او خونِ روی بدنش را احدی پاک نکرد پسر فاطمه را هیچ کسی خاک نکرد

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - حسین صیامی
شعر: حسین صیامی اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: ما باده ایم... باده صد ساله ایم ما ما داغ دیده ایم گل لاله ایم ما کوهیم کوه منظره های شنیدنی رودیم رود خاطره های چشیدنی با اقتدا به نام علی ایستاده ایم ماییم زخم خورده ولی ایستاده ایم هر چند داغ روی جگر می رسد به ما از آسمان دوباره خبر می رسد به ما یاران به انتظار ولی یار برنگشت عباس شاهد است علمدار برنگشت هر چند برنگشته علمدار کاروان اما علم به خاک نیفتاده بیگمان فریاد میزنیم؛ بدانید و بشنوید در خون حاج قاسم ما غرق میشوید از ما بخواه غیرتمان را نشان دهیم آری بخواه تا که برای تو جان دهیم از مادران بخواه دلاور بیاورند صدهزار مالک اشتر بیاورند آری قسم به تیزی شمشیر و تیرها آری قسم به خون جوانان و پیرها آری قسم به غصه و اندوه و دردها آری قسم به گریه زن ها و مردها گریه نمیکنیم در اندیشه قیام باشد قرار اشک پس از صبح انتقام ما زنده ایم، حافظ این دین و میهنیم بر روی خصم سیلی مردانه میزنیم ماییم و خون غیرت و شمشیر انتقام سخت است انتقام تو سخت است والسلام

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - راضیه جبه داری
شعر: راضیه جبه داری اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: و خواست شبزده ای تا جهان به خواب درآید همان کسی که نمی خواست آفتاب درآید نشست تشنۀ قدرت چنان میان بیابان به این امید که آبی از این سراب درآید خبر نداشت تو آیینه ای و آه! شکستت هزار تکه، هزار از تو بازتاب درآید نشسته ام که بگویی چطور بودی و باشم چقدر از وصیتنامه ات، خطاب درآید گمان نکن که رسیده ست فهم من به کلامت مگر که از دل هر واژه ات کتاب درآید نگاه نافذ تو یک جهان حدیثِ نگفته ست که دیده اینهمه در چارچوب قاب درآید؟! قبول کن که مرا طاقت قبول خبر نیست هنوز منتظرم تا دروغ از آب درآید

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - مجتبی حاذق
شعر: مجتبی حاذق اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: "صبح نزدیک است" پیغامی این چنین آورده بود قاصدی که آسمان را بر زمین آورده بود آیت اللهی که بر ما آیه های فتح را _ از شب تردید تا صبح یقین _ آورده بود » جایگاهش اوج آغوش حسین بن علی ست « این خبر را با خودش *روح الامین* آورده بود زیر لب میگفت باید سوخت ، باید سخت سوخت مادری که اشک های آتشین آورده بود از سفر برگشت اما از تعلق ها رها دستهایش را بدون آستین آورده بود روضه ی عباس میخوانند اهل معرفت حاج قاسم نذری ام البنین آورده بود رقه ، دیرالزور ، موصل ، الرمادی ، بوکمال کربلا در کربلا فتح المبین آورده بود گریه هایش را شباهنگام در تنهایی اش خنده هایش را برای دوربین آورده بود کربلایی راه افتاده ست پشت پیکرش هرچه او آورده بود از اربعین آورده بود

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - عالیه محرابی
شعر: عالیه محرابی اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: چه رودارود لبخندی، چه نوشانوش آوازی رجزخوان شد غمت در ما، عجب سوزی عجب سازی حیات جاودان یعنی که بعد از خویش برخیزی رجز یعنی که وحشت را به جان مرگ اندازی تو کوتاه آمدی از خود ولی از آرمانت نه که بنویسند بعد از این، چه اطنابی چه ایجازی! پس از تو تازه فهمیدم چه بازیهاست در عالم یکی سرگرم جانبازی! یکی گرم ورق بازی الا هدهد چه آوردی تو از ملک سلیمانش بیا و نامه را واکن بخوان بر سایه ها رازی اگر دست ستم رو شد اگر شب جامه وارو شد یقین دارم پس از خونت، غمت آمد به غمّازی از آن قد قامتِ قامت در این طوفان ترین حیرت فقط دستی به جا مانده که طرحی نو دراندازی بگو مکتب شناسان را که از دست تو بنویسند عجب پایان زیبایی، چه بی پایان سرآغازی

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - محمد غفاری
شعر: محمد غفاری اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: زخم، ارثی ست که در سینۀ ایرانی هاست کشورم پرشده از داغ سلیمانی هاست کشورم تلخ ترین حادثه ها را دیده ست پای این سرو کهن، خون جوان باریده ست چقدَر لاله که در خانۀ اجدادی ماست پشت هر مرثیه ای غیرت و آزادی ماست باز ابری ست هوا تا که ببارند همه سوگ وارانِ غمِ رفتنِ یارند همه آهِ ما سوخته جانان به اثر نزدیک است روز خون خواهی و جبران چقدَر نزدیک است مرد میدان خطر رفت، ولی هست هنوز و چه غم؟ مالک اگر رفت، علی هست هنوز که به یک گوشه نگاهش همه جان میگیریم انتقام از همۀ شب زدگان میگیریم

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - محسن کاویانی
شعر: محسن کاویانی اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: جای دمشق این بار سمت عشق عازم شد اسمش که قاسم بود جسمش نیز قاسم شد در پیکرش دیدم گریز روضه خوان ها را هم روضۀ قطع الیمین هم ارباً اربا را افتاده روی خاک دستی پاک و نورانی انگشتری با خاتم سرخ سلیمانی حالا همه لابی گری را خوب فهمیدیم تضمین امضای کری را خوب فهمیدیم عباس ها را میکشی ای شمر خودکامه زیرا که بیزارند آنها از امان نامه عباس ما رو کرد دست منحرف ها را دیدیم آخر برکت اف ای تی اف ها را ای دشمن خون خوار بنشین و تماشا کن هنگام رزم ماست گورت را مهیا کن ای آنکه با تو پر شده میقات بعضی ها ای کد خدا و قبلۀ حاجات بعضی ها هرچند در داخل تو با یک عده هم دستی لعنت به آنها! بعد از این با ما طرف هستی این خاک رهبر دارد و خاکی پر از رهرو ست آری دگر پایان دوران بزن در رو ست ای کشور محبوب آقازاده های ما چیزی نمانده که بیفتی تو به پای ما دیدی چگونه باختی حالا قمارت را سردار ما با رفتن خود ساخت کارت را ما را تو با این کار خود بیدار تر کردی سردار ما را شک نکن سردار تر کردی او کاوه بود و رفت بالا تر درفش او حتی سرت ارزش ندارد قدر کفش او با مرگ هم دیگر در این طوفان نمی میریم چیزی نمانده! انتقامی سخت می گیریم چیزی نمانده تا که برخیزیم سوی تو هم رنگ مویت می شود از ترس روی تو چیزی نمانده تا بفهمی آه یعنی چه در صفحه هامان ذکر بسم الله یعنی چه چیزی نمانده تا ببینی با پریشانی در پایتخت خود اتوبان سلیمانی موشک به خاکت می خورد از چند ناحیه کاخ سفیدت می شود فردا حسینیه ما با تو می جنگیم تا وقتی نفس داریم ما پشتمان عمریست طوفان طبس داریم دنیای بی سردارمان هرچند تاریک است فردای روشن می رسد، خورشید نزدیک است

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - بشری صاحبی
شعر: بشری صاحبی اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: گرفتی عاقبت از بزم عشق جام خودت را شنیدی آخر سر پاسخ سلام خودت را هزار سورۀ فتح از نگاه تو شده نازل رسانده ای تو به نصرت اگر قیام خودت را شهادت تو شب جمعه آمده به سراغت که بی حجاب زیارت کنی امام خودت را چقدر نغمه "احلی من العسل" به لب توست ببین میان دو انگشت او مقام خودت را شهید بودی و آخر رسیده ای به شهادت چه شرح مختصری داده ای مرام خودت را کسی که اهل زمین نیست خاکی است چنان تو نبرده ای به زبان هیچگاه نام خودت را میان باطل و حق فرصت مذاکره ای نیست نوشته ای تو به سرخی خون پیام خودت را تو زنده تر شدی از قبل ای حماسۀ خونین بگیر منتقم! این بار انتقام خودت را

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - اعظم سعادتمند
شعر: اعظم سعادتمند اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: در پیش روی ما خیابانی که باریک است پر می زنی اما جهان پشت ترافیک است اخبار صبح شنبه از خون تو می گوید خون تو یعنی جمعۀ دیدار نزدیک است اخبار میگوید تو را کشتند و در گوشم این جمله مثل آخرین دستور شلیک است خون تو چون انبار باروت است، خواهد زد آتش به سر تا پای دنیایی که تاریک است آری، شهادت عین آزادی ست مرد، ای مرد! این بیت ها تنها برای عرض تبریک است

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - فاطمه زاهد مقدم
شعر: فاطمه زاهد مقدم اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: در قاب، عکست می تواند جان بگیرد این عشق پا بر جاست تا تاوان بگیرد این اشک ها آیین دلتنگیست اما یک روز اگر از زخم تو جریان بگیرد امکان نخواهد داشت داغ رفتنت را _این انتقام سخت را_ آسان بگیرد خورشید می آید که با یک صبح دیگر از ما برای خون تو پیمان بگیرد آشفته حالی های ما امروز باید تنها در این فریاد ها سامان بگیرد حال و هوای آسمان ابریست ای کاش باران بگیرد بعد تو... باران بگیرد صبح من از داغ تو شد لبریز اما می آید آن صبحی که غم پایان بگیرد

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - عاطفه جوشقانیان و راضیه جبه داری
شعر: عاطفه جوشقانیان و راضیه جبه داری اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: هنوز در پی حال و هوای کودکی ام عجین شد اسم تو با ماجرای کودکی ام تو را شناختم از قصه های عاشورا شبیه توست اگر کربلای کودکی ام همیشه مادرم از قهرمانی ات میگفت و قصههای تو شد لای لای کودکی ام _خدا کند که قوی مثل حاج قاسم شم_ خدا کند که بگیرد دعای کودکی ام میان روضۀ ارباب گریه میکردی مباد پر بکشد خنده های کودکی ام چقدر فهم من از تو زیادتر شده است بزرگتر شده ای پا به پای کودکی ام در امتداد شکوه تو مرد خواهم شد چه قد کشیده پس از تو صدای کودکی ام هنوز با همه شهرت، جهان تو را نشناخت بزرگ مرد غریب، آشنای کودکی ام

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - زهرا بشری موحد
شعر: زهرا بشری موحد اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: با کودکان زخمخورده مهربانی با مادران داغدیده همزبانی با گریههای بیپناهان همنشینی لبخند بر لبهای زخمی مینشانی در روزهای جنگ مردی استواری شبها کنار مردم بیخانمانی آری غریبان را غریبان میشناسند هرشام در شام غریبان میهمانی غرق امیدی گرچه غم هم کم ندیدی پیداست بشر مؤمن و حزنش نهانی میایستی تا فصل پیروزی بیاید باکی ندارد سرو از باد خزانی باکی ندارد مرد از نامردی دهر جنگ است و لای زخم دارد استخوانی این ماجرا مانند تو بسیار دارد اما تو ای سردار اوج داستانی راهی است راه عشق، پایانی ندارد... تا پای جانت عهد بستی که بمانی

2 Jan 2021
خاتم سلیمانی - عباس احمدی
شعر: عباس احمدی اجرا: امیر حسین آکار کاری از سازمان فرهنگی هنری ورزشی شهرداری قم با همکاری گروه فرهنگی هنری یم متن شعر: باز هم موجهای طوفان زاد غیرت خلق را تکان دادند تا به دریای معرفت برسیم شهدا راه را نشان دادند تسلیت واژۀ قشنگی نیست گرچه او قهرمان ملت بود او که چون مرغ در قفس، عمری در به در در پی شهادت بود یا علی گفت و دل به دریا زد چون شهادت کلید پرواز است حاج قاسم دوباره ثابت کرد در این باغ همچنان باز است مرحبا ای شهید زندۀ عشق پیش ارباب، روسپید شدی تلخ بود این خبر، جدید نبود سالها پیش از این شهید شدی ! موعد انتقام نزدیک است تندبادیم و غیرتی شده ایم دشمن از ما به وحشت افتاده همگی بمب ساعتی شده ایم
Contact سازمان فرهنگی، هنری، ورزشی شهرداری قم
- Guest appearances
- Does not typically book guests
Based on episode analysis; this does not confirm that the show is currently accepting guests.
Host of سازمان فرهنگی، هنری، ورزشی شهرداری قم?
Claim your podcast to manage its listing and keep your show details accurate.
Pod Engine is an independent podcast discovery and analytics service and is not affiliated with or endorsed by this podcast. Artwork and show content belong to their owners. Full legal notice.
Explore this show
Podcast research with Pod Engine